تبليغاتX
وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده

وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده

وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده - روان شناسی - اجتماع - فرهنگ


شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول مي‌كند و خواب و خوراكمان را مي‌گيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل مي‌كنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نمي‌توانيم فقط با استارت‌زدن و باك ِ بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نکته وجود دارد؛ مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاه FMRI كه از كاركرد مغز عكس مي‌گيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند، يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغزي اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هايي از مغز فعال مي‌شود كه مربوط به «پاداش فوري» است- همان قسمت‌هايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال مي‌شود؛ يا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف ماده‌ي مخدر به فعاليت مي‌افتد. اين قسمت‌هاي مغز، تشكر فوري را اعلام مي‌كنند و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمت‌هاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداش‌هاي طولاني‌مدت‌است.
دو پژوهشگر ديگر به اسم‌هاي بارتل و زيكي هم آمدند همين آزمايش را روي كساني پياده کردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند؛ همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمت‌هايي از مغز آنها را فعال مي‌كند كه مربوط به «پاداش‌هاي بلندمدت» است- همان قسمت‌هايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقه‌تان فكر مي‌كنيد يا موسيقي مورد علاقه‌تان را گوش مي‌كنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود.
نتيجه‌ي اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد چون پاداش فوري هميشه تاييدکننده‌ي چيزهايي است كه غيرقابل اتكا هستند، عشق رمانتيك هم كه گهگاه دستمايه‌ي شعر و غزل و رمان و فيلم‌ها مي‌شود و چيز قشنگي هم هست، قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه، قابل اعتماد و ماندگار است.
بعضي اقوام اصلاً نمي‌دانند عشق چيست
عشق رمانتيك نه تنها كوتاه‌مدت و غيرقابل اتكاست كه حتي اصيل هم نيست. يعني اين طور نيست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروريات زندگي محسوب شود. به نظر شما آيا در بين همه‌ي اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ يعني مردم ِ همه‌ي جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتيك را به اين مفهومي كه ما مي‌شناسيم، مي‌شناسند؟
دو پژوهشگر به نام‌هاي يانكويچ و فيشر، 166 فرهنگ و قوميت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبيات و هنرشان بررسي كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتيك وجود دارد؛ اما در 19 قوميت،هيچ شواهدي از اين عشق در ميان نيست؛ يعني در فرهنگ، ادبيات ، شعر و هنرشان هيچ اشاره‌اي به اين شور عاشقانه نشده است؛ اما در آن اقوام هم مردم تشكيل خانواده مي‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و براي آنها فداكاري هم مي‌كنند. يعني آن رمانتيسيسم كه در ادبيات غربي و در ادبيات ايراني خودمان هم مي بينيم، در آن فرهنگ‌ها معنايي ندارد. پس عشق رمانتيك چيزي نيست كه بگوييم لازمه‌ي هر زندگي است؛ بلكه همان موتور محرك اوليه است. 19 قوميت از اين موتور استفاده نمي‌كنند و ماشينشان بدون اين استارت هم روشن مي‌شوند.
در پژوهش ديگري از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسيده‌اند كه «شما دوست داريد عشق رمانتيك مبناي ازدواجتان باشد يا‌نه؟»
90 درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. يعني گفته‌اند «دوست داريم اين احساسات را تجربه كنيم.» اما بعد از چند سال، از همين افراد، بعد از ازدواجشان پرسيده‌اند «آيا آن رمانتيسيسم اوليه در ازدواجتان وجود داشته يا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفته‌اند در نهايت با فردي ازدواج كرده‌اند كه عاشقشان نيستند و رابطه‌ي رمانتيكي هم با او ندارند؛ يعني حتي خود افراد هم قبول دارند كه «عشق» نه شرط كافي براي ازدواج است و نه حتي شرط لازم.
عشق نوعي بيماري است؟
برخي از پژوهشگرها روي اين موضوع متمركز شده‌اند كه «آيا عشق آتشين صرف نظر از عشق نافرجام، يك بيماري است يا نه؟» و جالب است بدانيد روان‌شناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يک بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كرده‌اند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم مي‌آورد كه فرد گريزي از آنها ندارد؛ اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي مي‌كند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي مي‌شود. مثلا کسي عادت دارد هر شب 70 بار ريشش را شانه بزند و اگر 69 بار اين كار را انجام بدهد درونش منقلب مي‌شود و نمي‌تواند آسوده بخوابد.
عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلول‌هاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا مي‌كند. پژوهشگري به نام مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. يعني انگار عشق يک حالتي شبيه به وسواس اجباري ايجاد مي‌كند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌هاي خاصي مي‌شود كه نمي‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل مي‌كند.
هوش عاطفي‌ات را بالا ببر
با تمام اين حرف‌ها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيده‌اند كه «اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟» يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند. ابتدا نظريه‌اي شكل گرفت كه اگر برخي شباهت‌هاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صمميت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود مي‌آيد و مي‌تواند ازدواج موفق را تضمين كند. اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نمي‌افتد. آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردي اتفاق مي‌افتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهت‌هايي به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغيير كرده‌اند. پس خيلي وقت‌ها مشكل اينجاست که آدم‌ها تغيير مي‌كنند؛ اما با هم نه: در دو مسير يا با سرعت‌هاي متفاوتي تغيير مي‌كنند. پس حالا اين سوال به وجود مي‌آيد که «اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز مي‌تواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زوج‌ها را تضمين كند؟»
پژوهشهاي زيادي نشان داده‌اند كه «هوش عاطفي» يكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك مي‌كند به احساساتمان آگاه باشيم، بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم، آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم، ظرفيت هاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم.
هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان مي‌شويم فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مساله‌اي معمولي حلش كنيم. اين نوع هوش، يک چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل مي‌گيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليدي‌ترين نقش را دارد؛ اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند مي‌توانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف يكديگر تغيير كنند تا به زندگي‌شان به رشد و صميميت بيشتري منجر‌شود. 
   
منبع خبر  :  سلامت 

نویسنده : بشري پيروي 
 
   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 9:35  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

 

مؤسسه فرهنگي تسنيم نور وابسته به سازمان تبليغات اسلامي در سال 1384 با تأييد و تصويب اساس‌نامه تشكيل و با انگيزه ارتقاء سطح دانش و بينش عمومي، اعتلاي فرهنگ و هنر كشور، ترويج و اشاعه فرهنگ و هنر اصيل ايراني- اسلامي و بر اساس اهداف فرهنگي مصرحه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در شهر تهران فعاليت خود را آغاز كرد.

اين مؤسسه فرهنگي به سرعت توانست در راستاي اهداف وجودي خود و اعتلاي اين اهداف قدم بردارد و با اجراي برنامه‌هاي متنوع فرهنگي نقش قابل قبولي از خود در اين حوزه برجاي گذارد كه به عنوان مثال مي‌توان به برگزاري جلسات نقد كتاب اين مؤسسه به عنوان گوشه‌اي از فعاليت‌هاي فرهنگي آن اشاره داشت كه توسط كتابخانه تخصصي جوان، اوقات فراغت و تربيت ديني اين مؤسسه به مرحله اجرا درآمد.

در سي‌ويكم خردادماه جاري سالن كنفرانس مؤسسه فرهنگي تسنيم نور، شاهد برگزاري دومين نشست نقد تخصصي كتاب با عنوان «نقد كتاب روانشناسي اجتماعي تأليف دكتر يوسف كرمي» بود.

اين نشست با حضور دكتر يوسف كرمي (مؤلف)، دكتر سعيد غفاري دبير جلسه و عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي همدان و دكتر قاضي ميرسعيد استاديار گروه آموزش كتابداري و اطلاع‌رساني پزشكي دانشكده پيرا پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران، دكتر نيكنام عضو هيئت علمي دانشگاه علمي و كاربردي تهران و دكتر داريوش نوروزي كه در سابقه كاري ايشان مدير گروه تكنولوژي آموزش دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي علامه طباطبايي به چشم مي‌خورد، حضور داشتند.

در ابتداي نشست دكتر غفاري دبير جلسه ضمن خوشامدگويي به حضار ابراز اميدواري كرد كه اين نشست بتواند گامي در جهت رشد و اعتلاي فرهنگ بردارد.

پس از سخنان دبير نشست منتقدين در مقام نقد كتاب ياد شده به بيان ديدگاه‌هاي تخصصي خود، پيرامون كتاب روانشناسي اجتماعي پرداختند، كه در همين راستا دكتر قاضي ميرسعيد گفت: طرح روي جلد با محتواي كتاب داراي سنخيت نيست، انواع روش‌هاي تحقيقي مطرح شده در كتاب داراي ارتباط محتوايي باكتاب نيستند، ارتباط بين مطالب كتاب بايد از قبل به شكل طرحي جامع در نظر گرفته مي‌شد، در قسمت‌هايي از متن نحوه ارجاعات و استنادات كامل و مشخص نيست.

دكتر نوروزي منتقد ديگر اين نشست سخنان خود را با ابراز علاقه شخصي نسبت به مؤلف كتاب و ذكر تجارب مشترك ميان خود و مؤلف در سال‌هاي دور شروع كرده و گفت: چاپ نوزدهم كتاب روانشناسي اجتماعي، نشانه سلامت كتاب است، البته بر اين كتاب انتقاداتي نظير: نياز به طراحي آموزش براي بخش‌هاي مختلف كتاب، عدم نياز به روش‌هاي تحقيق مختلف و بعضاً غيرمرتبط با محتوا و موضوع كتاب و عدم توجه به اصلي‌ترين روش تحقيق در مباحث روانشناسي كه همان روش تحقيق كيفي است، در مورد نظريه‌هاي انگيزشي مثالي ذكر نشده است، در فصل سوم نياز به مبحث تعامل احساس وجود دارد، وارد است.

در ادامه دكتر يوسف كريمي مؤلف كتاب ضمن تشكر از حسن توجه منتقدان و دقت نظر ايشان به كتاب عنوان داشت: در ويرايش چهارم بسياري از نقطه نظرات دوستان در نظر گرفته خواهد شد، اما در اين زمينه بايد اشاره داشت كه بسياري از اين مسائل مطرح شده مربوط به اين نكته مي‌شود كه اين كتاب جنبه اقتباسي و الگوبرداري از كتاب‌هاي مطرح و مرجع اين رشته را دارد، كه البته سعي بر آن است كه اين اقتباس، هماهنگي و انطباق با فرهنگ و شرايط جامعه خود را نيز دارا باشد.

وي در پايان اشاره داشت: در ابتداي كتاب روانشناسي اجتماعي از دانشجويان و صاحب‌نظران خواسته شده است، نظرات خود را جهت اصلاح و بهترشدن محتوا ارسال كنند كه تا به امروز مجموعه‌اي از اين نظرات جمع‌آوري شده و در ويرايش چهارم مدنظر قرار خواهد گرفت.

 گفتني است اين كتاب 402 صفحه‌اي پيرامون مسائل روانشناسي اجتماعي در پانزده فصل تدوين شده‌است. در قسمت‌هاي ابتدايي آن، تاريخچه اي از روانشناسي اجتماعي وروشهاي تحقيق گفته شده است و در ادامه به بررسي مواردي ازقبيل انواع روشهاي تحقيق درروانشناسي اجتماعي،نظريه هادراين زمينه،رفتار در گروه‌ها، نفوذ اجتماعي وكنترل ، رهبري ومديريت ، اطاعت وفرمانبرداري ، رفتارناظران ، اخلاق و ارزشهاي خلاقي، پرخاشگري، نگرشها، نظريه‌هاي تغيير نگرش، اندازه گيري وسنجش نگرش ها، نظريه اسناد، زبان وارتباط و كاربرد روانشناسي اجتماعي در جامعه پرداخته شده است.

منبع :

http://www.ido.ir/a.aspx?a=1388041007

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:35  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
  
به نظرتان آشنا می آید؟ شـما ورزش می کــنید و تغذیه تان هم درسـت است، امــا سایـز دور کمرتان هیچ تفاوتـی نمــی کند. و متاسفانه بعد از 40 سالگـی، بـایـد خیـلی بیشتـــر کـــار کنید تا بتوانید میان تنه تان را صاف و متناسب کنید. اما با برنامه علمی سه قسمتی ما می توانید در 3 الی 6 هفته شکمتان را صاف تر کرده و چربی های آن را از بین ببرید. تحـقیـقات جدید نشان می دهد که برنامه ای که شامل تمرینات بدنسازی شدید، تمرینات کاردیو/ ایروبیک شدید، و ایجاد تغییرات کوچـک در انتخـاب هـای غـذایی (البـــته نه رژیـم غذایی) باشد،
چربی های شکم را دو برابر برنامه هایی که شامل رژیم های غذایی کم کربوهیدرات و تمرینات ایروبیک است، از بین می برد. برنامه ما شامل تمرینات موضعی pilate، پیاده روی های خیلی قدرتی، و موادغذایی چربی سوز برای لاغر کردن قسمت میان تنه برای کم کردن احتمال ابتلای شما به دیابت، بیماری های قلبی، و سایر مشکلات و بیماری های خطرناک، می باشد.

در این 3 هفته باید چربی سوزی و عضله سازی کنید. در 6 هفته، خواهید دید که سانتیمتر ها از دور کمرتان کم می شود و شاید وزنتان هم در این مدت 5 تا 7 کیلو پایین آمد. و با ادامه این برنامه برای 6 ماه خواهید دید که شکمی کاملاً تخت و سفت پیدا می کنید.

برنامه در یک نگاه

هفته اول

پیاده روی قدرتی: سه روز، 20 دقیقه

پیاده روی سه مرحله ای: یک روز، 18 دقیقه

حرکت های pilate : سه روز، حرکات اولیه و اصلی

هفته دوم

پیاده روی قدرتی: سه روز، 25 دقیقه

پیاده روی سه مرحله ای : یک روز، 24 دقیقه

حرکت های pilate : پنج روز، حرکات اولیه و اصلی

هفته سوم

پیاده روی قدرتی: سه روز، 30 دقیقه

پیاده روی سه مرحله ای: یک روز، 30 دقیقه

حرکت های pilate : سه روز، حرکات اصلی

هفته چهارم

پیاده روی قدرتی: سه روز، 30 دقیقه

پیاده روی سه مرحله ای: 2 روز، 18 دقیقه

حرکت های pilate : پنج روز، حرکات اصلی

هفته پنجم

پیاده روی قدرتی: سه روز، 30 دقیقه +

پیاده روی سه مرحله ای: 2 روز، 24 دقیقه

حرکت های pilate : سه روز، حرکات شدیدتر

هفته ششم (به بعد)

پیاده روی قدرتی: سه روز، 30 دقیقه +

پیاده روی سه مرحله ای:2 روز، 30 دقیقه +

حرکت های pilate : پنج روز، حرکات شدیدتر

5 نکته ساده، 7 روز در هفته: تغییرات ساده ای در انتخاب های غذاییتان انجام دهید تا بدون احساس گرسنگی چربی های شکمتان سریعتر از بین برود.


پیاده روی های قدرتی

توانایی کالری سوزی بدنتان و جمع شدن سلول های چربیتان را ارتقاء دهید. با بیست دقیقه شروع کنید اما اگر توانایی بیشتر از این را دارید، با هر مدت زمان که راحتید شروع کنید. مهم این است که با تمرکز راه بروید، و برای کالری سوزی بیشتر، دست ها و کلیه عضلات بدن را منقبض کنید.

قدم هایتان را بلند بردارید. ابتدا روی پاشنه رفته، بعد کف پا و بعد روی پنجه. تنفستان باید منظم و کنترل شده باشد. سرعت راه رفتنتان هم باید تا حدی باشد که دنبال کردن یک مکالمه برایتان دشوار باشد.

سرعت پیاده رویتان را با توانایی و آمادگی جسمانی خود کنترل کنید. برای شدیدتر کردن تمرین تان      می توانید پله نوردی کنید یا اگر پیاده روی را روی تردمیل انجام میدهید، شیب آن را افزایش دهید.

پیاده روی سه مرحله ای

این سه مرحله باعث می شود برای مدت زمان طولانی تری کالری بیشتری بسوزانید.

گرم کردن، 3 دقیقه: با سرعت ملایم شروع کنید به حدی که بتوانید به راحتی آواز بخوانید.

مرحله 1، 2 دقیقه: به راحتی اما با تمرکز قدم بزنید. سرعتتان نباید آنقدر زیاد باشد که نتوانید به مکالمه تان ادامه هید.

مرحله 2، 2 دقیقه: با بالا رفتن از پله یا افزودن شیب تردمیل، ضربان قلبتان را بالا ببرید.

مرحله 3، 2 دقیقه: شیب را کمی بیشتر کرده یا سرعتتان را افزایش دهید.

سرد کردن، 3 دقیقه: آرام قدم بردارید به حدی که بتوانید حین راه رفتن به راحتی آواز بخوانید.

هفته 1 و 4: هر مرحله را دو بار تکرار کنید.

هفته 2 و 5: هر مرحله را 3 بار تکرار کنید.

هفته 3 و 6: هر مرحله را 4 بار تکرار کنید.


6 حرکت pilate قدرتی

این 6 حرکت تمرینی علیرغم سادگی بسیار قدرتی و شدید هستند. دقت و تمرکز نقش بسیار مهمی دارد، پس آرام شروع کنید. ابتدا حرکات اصلی را امتحان کنید، اگر برایتان شدید بود، با انواع ساده تر شروع کنید و حول و حوش هفته سوم کمی شدت تمریناتتان را بالا ببرید.

در مقایسه به حرکات درازنشست، حرکات pilate فشار بیشتری روی عضلات شکم وارد می کند. برای سریعتر و شدتی کردن تمرینات، توصیه می کنیم که حرکات را با کش ورزشی انجام دهید. تحقیقات نشان داده است که افزودن مقاومت بیشتر به حرکات بدنسازی، فواید آن را سه برابر می کند.

1. قیچی

(روی شکم، عضلات چهارسر زانو، عضلات پشت پا، عضلات جلوبازو و سرشانه کار میکند)

حرکت اصلی: در حالت نشسته، کش را دور مچ پای چپ ببندید، و سر دیگر را با دست بگیرید. به پشت روی زمین بخوابید، پاها کاملاً باز و کشیده باشد. سر، گردن و شانه ها را به سمت بالا خم کنید و شکمتان را خیلی خوب تو بکشید. با قرار دادن بازوها روی زمین،آرنج ها را خم کنید و مچ ها را به سمت سینه بکشانید. پای چپ را صاف بالا ببرید. حرکت را سریع و کاملاً تمرکزی انجام دهید. نفس را داخل ریه کرده و پای چپ را دوباره به سمت زمین برگردانید تا جایی که فقط چند سانتیمتر با زمین فاصله داشته باشد. حرکت را 8 بار تکرار کنید. کش را باز کرده و دور پای راست ببندید و همین حرکت را تکرار کنید.

ساده تر کردن تمرین: سر و شانه ها روی زمین قرار دهید.

دشوارتر کردن تمرین: برای بالاتر بردن مقاومت، کش را پایین تر ببندید.

2. چرخش پهلو نشسته با عضلات پشت بازو

(روی پهلوها، زیربغل، عضلات چهارسر زانو، عضلات پشت بازو و سرشانه کار می کند)

حرکت اصلی: صاف بنشینید، پاها کاملاً باز باشد و پنجه ها را کاملاً به جلو بکشید. زانوی چپ را خم کنید، پا روی زمین باشد، و وسط کش را زیر پا قرار دهید و سرهای کش را در دست چپ نگه دارید. بالاتنه را طوری بپرخانید تا زانوی چپ مقابلتان قرار گیرد. دست راست را دور زانوی چپ ببندید و پهنای شانه را به هم فشار دهید.

نفس را بیرون دهید و پای چپ را با زاویه 45 درجه با زمین باز کنید، درحالیکه دست چپ را هم صاف کرده و تا ارتفاع شانه باز کنید (دست چپ در مقابل صورت باشد). پشتتان را صاف نگه داشته، نفس را داخل بکشید و پا و دستتان را پایین ببرید. این حرکت را در 8 تکرار انجام دهید و بعد پا را عوض کنید.

ساده تر کردن تمرین: هر دو پا را روی زمین قرار دهید.

دشوارتر کردن تمرین: به جای نگه داشتن زانو، در کل حرکت دست آزاد را به سمت پنجه پا با ارتفاع شانه بکشانید.

3. حرکت X دوبل

(روی عضلات شکم، زیربغل، سرشانه، عضلات چهار سر زانو، ران ها، و عضلات جلوبازو کار می کند)

حرکت اصلی: با زانوهای خم بنشینید، و وسط کش را زیر هر دو پا قرار دهید. کش را ضربدری کنید و هر سر را در یک دست بگیرید. آرام آرام عقب بروید تا جایی که پشتتان روی زمین قرار گیرد. زانوها را همچنان خم نگه دارید و رانها را نزدیک سینه بیاورید. بازوها را روی زمین قرار داده، آرنج ها را خم کرده، و سر و سرشانه ها را بالا بیاورید. این نقطه شروع است.

نفس را داخل بکشید و پاها را به طرفین باز کنید و دست ها را نیز به بالا سر برده و حرف X را بسازید. به دقت روی حرکت تمرکز داشته باشید. یک ثانیه به آن حالت بمانید و بعد دوباره به نقطه شروع برگردید. حرکت را در 8 تکرار انجام دهید.

ساده تر کردن حرکت: برای 5 تکرار اول، پاها را روی زمین قرار دهید

دشوارتر کردن حرکت: حالت X را برای 5 ثانیه حفظ کنید و بعد به نقطه شروع برگردید.

4. شنای قورباغه

(روی عضلات زیربغل، شکم، سرشانه، دست ها و ران ها کار می کند)

حرکت اصلی: زانو بزنید، طوری که پنجه های پا زیرتان خم شود، وسط کش را زیر وسط پا قرار دهید، و هر سر کش را در یک دست نگه دارید. به آرامی روی دست ها جلو بروید و با صورتتان که به سمت زمین است بخوابید. پاها خم باشد و دست ها دقیقاً در زیر شانه ها روی زمین قرار گیرد. عضلات شکم و زیربغل را برای بلند کردن سر و شانه ها منقبض کنید. نفس را بیرون دهید و دست ها را تا سطح شانه ها به جلو باز کنید و در همان حال پاها را بالا ببرید. دست ها را به طرفین گرد بپرخانید و بعد به داخل پاها و پایین بیاورید. نفس را داخل بکشید و برای برگرداندن دست ها به روی زمین زیر شانه ها، مچ را گرد کنید و پاها را نیز پایین بیاورید. 8 مرتبه حرکت را تکرار کنید.

ساده تر کردن حرکت: سینه را نزدیک تر به زمین نگه دارید.

دشوارتر کردن حرکت: همانطور که دست ها را به سمت طرفین می چرخانید، پاهایی که بالا برده اید را از هم باز کنید و قبل از پایین آوردن تا 3 ثانیه صبر کنید و بعد چرخش را کامل کنید.

5. ستاره دریایی

(روی عضلات پهلو، پشت، بیرون ران، و سرشانه کار می کند)

حرکت اصلی: با زانوهای خم بنشینید، پاها صاف روی زمین قرار گیرد و کش را دور مچ پای راست ببندید و سر دیگر را در دست راست قرار دهید. به سمت چپ بچرخید پاها صاف و زانوها کمی خم باشد. دست راست را روی ران استراحت دهید.

دست چپ را به جلو بکشید و برای تکیه انگشت ها را باز کنید. ران را تا جایی بالا بیاورید که از زانو تا سر در یک راستا قرار گیرد. با بالا آوردن پای راست نفس را بیرون دهید. زانوها را صاف کرده و دست راست را بالای سر بالا ببرید. با رها کردن آن نفس را داخل کنید. چهار مرتبه تکرار کنید و بعد پهلو را عوض کنید.

ساده تر کردن حرکت: ران ها روی زمین نگه دارید.

دشوارتر کردن حرکت: پای زیری را صاف کنید تا از پا تا سر در یک راستا قرار گیرد.

6. صد

(روی عضلات شکم، عضلات پشت بازو، و سرشانه کار می کند)

حرکت اصلی: با زانوهای خم بنشینید، وسط کش را زیر ساق پا کمی پایین تر از زانو قرار دهید. کش را روی پا ضربدری کنید و هر سر را در یک دست کنار پاها نگه دارید. با برخورد نوک انگشتان دست با پشت ران، نفس را بیرون دهید و آرام آرام عقب بروید تا پشتتان کاملاً روی زمین قرار گیرد. زانوها را تا بالای ران بلند کرده، به صورتی که پایین پا به موازات زمین باشد. سر، گردن و شانه ها را بالا بیاورید و شکم را خوب تو بکشید. با گرفتن سر کش در دست ها، دست ها را صاف به موازات زمین قرار دهید. نفس را داخل بکشید، دست ها را به سرعت پنج مرتبه بالا و پایین کنید. نفس را بیرون دهید و باز 5 مرتبه دست ها را بالا پایین کنید. حرکت را برای 10 تنفس انجام دهید (100 پامپ یا بالا پایین کردن دست).

ساده تر کردن حرکت: طی تمرین سر و شانه ها را روی زمین قرار دهید.

دشوارتر کردن حرکت: برای افزایش مقاومت، کش ها را نزدیک تر به پا در دست گیرید

  
     محسن توجيني
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 9:35  توسط محمد مجتبی زاده  | 

روانشناسي جوگير شدن !
در گفتگو با دکتر يوسف کريمي، دکتراي روان‌شناسي و عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي
سلامت : آقاي دکتر، تا حالا جوگير شده‌ايد؟ 
جوگيرشدن همان چيزي است که در روان‌شناسي اجتماعي به آن نفوذ اجتماعي مي‌گويند و منظور آن است که يک فرد يا گروه تحت‌تاثير شرايط و محيط قرار گيرد. در اين حالت فرد در جوي قرار مي‌گيرد که نمي‌تواند مقاومت کند. واقعيت اين است که هيچ‌کسي نمي‌تواند از نفوذ اجتماعي فرار کند و يا از آن مصون باشد چون به هر حال همه ما در زندگي عادي و روزمره تحت‌تاثير و نفوذ ديگران قرار مي‌گيريم. من هم تحت نفوذ اجتماعي قرار ‌گرفته‌ام. ولي تفاوت در آن است که چون تا حدودي نسبت به اين مساله آگاهي دارم، جوگير شدنم سخت‌تر اتفاق مي‌افتد.
? سلامت : چه افرادي استعداد جوگير شدن دارند؟
? عوامل و ويژگي‌هاي شخصيتي در جوگيرشدن و تحت نفوذ اجتماعي قرارگرفتن بسيار موثر است. هر چقدر فرد آگاهي کمتري داشته باشد، بيشتر جوگير مي‌شود. اگر شما به شخصيت مسعود شستچي در سريال مرد هزار چهره توجه کنيد، اين مورد به چشم مي‌خورد. مسعود شستچي، شخص ساده‌اي بود که سادگي‌اش به ساده‌لوحي پهلو مي‌زد. شخصي که حتي براي رفتن به دست‌شويي، مرخصي ساعتي مي‌گرفت و تمام زندگي‌اش در زيرزمين اداره ثبت احوال مي‌گذشت. چنين تيپ‌هايي که تجربه اجتماعي کمتري دارند و يک حصار دور خود کشيده‌اند و تماس اجتماعي کمي با جامعه دارند، بيشتر جوگير مي‌شوند. زيرا وقتي در محيط‌هاي اجتماعي قرار مي‌گيرند، نمي‌توانند در برابر خواسته‌ها و نظريات ديگران مقاومت کنند و کم‌کم نقش‌هاي جديدي را که گروه از آنها انتظار دارد، برعهده مي‌گيرند. مهرطلبي نيز از ديگر ويژگي‌هاي افرادي است که جوگير مي‌شوند. چون‌ آنها براي به دست آوردن توجه گروه، جوگير مي‌شوند. ترس از طردشدن نيز در اين زمينه موثر است.
? سلامت : عوامل اجتماعي در اين زمينه چه نقشي دارند؟
? نقش عوامل اجتماعي در نفوذ اجتماعي بسيار پررنگ‌ است. وقتي گروهي که فرد را محاصره مي‌کنند، از جذابيت زيادي برخوردار باشند و به اصطلاح پيشنهادات‌شان اغواکننده باشد، فرد سريع‌تر جوگير مي‌شود. براي مثال در سريال مرد هزار چهره چون جامعه پزشکان، نيروي انتظامي و انجمن شاعران از جذابيت و نفوذ بالايي برخوردار هستند، مقاومت شستچي در برابر آنها کمتر است. در روان‌شناسي اجتماعي، آسيب‌هاي زيادي وجود دارد که منشا آنها نفوذ اجتماعي است.
? سلامت : چه آسيب‌هايي؟
? آسيب‌هايي مانند اعتياد در اثر همين نفوذ اجتماعي گسترش مي‌يابند. به عنوان مثال جواني که در يک گروه معتاد قرار مي‌گيرد وقتي احساس کند اگر در برابر تعارف افراد گروه جواب منفي بدهد، ممکن است اين‌گونه برداشت شود که او هنوز بزرگ نشده است و از گروه‌ طرد شود، اين احتمال وجود دارد که به دام اعتياد کشيده شود.
? سلامت : به همين خاطر است که گفته مي‌شود خانواده‌ها قدرت نه گفتن را به فرزندان خود آموزش دهند؟
? بله. به همين علت است که گفته مي‌شود مهارت‌هاي زندگي مانند قدرت نه گفتن بايد آموزش داده شود تا فرد بتواند استقلال و هويت خود را حفظ کند.
? سلامت :آيا مي‌توان گفت جوگير‌شدن همان هم‌رنگ جماعت شدن است؟
? هم‌رنگي با جماعت، فرمان‌برداري و اطاعت، پيش‌داوري و تبعيض از نتايج نفوذ اجتماعي است. وقتي جامعه نسبت به يک گروه خاص پيش‌داوري داشته باشد و بعد تبعيض قايل شود، فرد ناچار به هم‌رنگي مي‌شود. بسياري از افراد به دليل جوگيرشدن به گروه‌هاي آسيب‌زاي اجتماعي مانند سارقان و جنايت‌کاران جذب مي‌شوند. جالب اينجاست که بعضي از افرادي که جوگير مي‌شوند، گاه به سردستگي همان گروه مي‌رسند که تحت تاثير آن قرار گرفته‌اند.
? سلامت : مثل داستان فردي که به دروغ مي‌گفت، در کوچه پاييني حليم مي‌دهند و آن‌قدر اين گفته را تکرار کرد که خودش هم براي گرفتن حليم راهي‌شد؟!
? همين‌طور است. شبيه آن فردي که الاغ خود را براي فروش به بازار برده بود و به دست دلال داده بود. دلال آن‌قدر از خوبي اين الاغ حرف زد که همان فرد، الاغ خودش را خريد.
? سلامت : چرا اين افراد کاسه داغ‌تر از آش مي‌شوند؟
? به خاطر اينکه پذيرفته‌شدن در يک گروه به فرد، شخصيت و احساس هويت مي‌دهد. در نتيجه فرد براي اينکه بيش از پيش در گروه پذيرفته شود دايما بيشتر به خواسته‌هاي گروه توجه مي‌کند و بيشتر در نقشي که از او مي‌خواهند فرو مي‌رود. براي مثال در همين سريال مرد هزار چهره، شستچي وقتي به عنوان دکتر سپهر جندقي پذيرفته مي‌شود نه تنها به کار طبابت مي‌پردازد، بلکه براي جراحان مغز و اعصاب به سخنراني و آموزش مي‌پردازد. تاييد جمع براي فرد احساس امنيت و رضايت خاطر به دنبال دارد. ضرب‌المثل هندوانه زير بغل گذاشتن، تعبيري از همين موضوع است. اگر دقت کرده باشيد حتما يادتان هست که در بعضي صحنه‌ها مسعود شستچي روبه‌روي آينه مي‌ايستاد و مکالمه‌اي بين او و وجدانش در مي‌گرفت و او خطاب به وجدانش مي‌گفت در اينجا، قدرت و ثروت وجود دارد و از شرايطي که داشت احساس سود، منفعت و در نتيجه احساس رضايت مي‌کرد.
? سلامت : مکالمه بين وجدان شستچي و خود او را مي‌توان مکالمه بين خود ايده‌آل و خود واقعي دانست. آيا مي‌توان گفت که جوگيرشدن، انجام عملي برخلاف خواست و توان خود واقعي است؟
? همين‌طور است. اگر ميان خود واقعي و خود ايده‌آل هماهنگي وجود داشته باشد شخصيت فرد از آرامش و ثبات لازم برخوردار است. ولي اگر فاصله بين خود واقعي و خود ايده‌آل زياد باشد، به گونه‌اي که فرد با توجه به توانايي‌هاي خود نتواند به خود ايده‌آل برسد، در اين جا بين خود واقعي و خود ايده‌آل تعارض شکل مي‌گيرد و فرد ممکن است از راه‌هاي ميانبر وارد شود تا بتواند به خود واقعي‌اش دست يابد. در اين صورت يک خود ايده‌آل کاذب شکل مي‌گيرد.
? سلامت : شکل‌گيري خود ايده‌آل کاذب چه آسيب‌هايي به همراه دارد؟
? آسيب به سلامت روان يکي از مشکلات در اين زمينه است. چون وقتي فرد با خود واقعي‌اش مواجه مي‌شود، به ناتواني خود پي مي‌برد. وقتي شستچي مي‌گويد: «من اشتباهي بودم» يعني اينکه به ناتواني خود پي‌ برده است. رودرروشدن با واقعيت چنين وضعيتي موجب بيماري‌هايي مانند افسردگي و اضطراب مي‌شود. در اين حالت فرد اعتماد به نفس خود را از دست مي‌دهد. جالب اين است که دو گروه از افراد تحت نفوذ اجتماعي قرار مي‌گيرند. گروه اول افرادي که اعتماد به نفس زيادي دارند و دوم، گروهي که اعتماد به نفس ضعيف دارند. کسي که اعتماد به نفس زيادي دارد، رسيدن به موقعيت‌ مناسب را حق خود مي‌داند و کسي که اعتماد به نفس ضعيف دارد تحت تلقين اطرافيان، اعتماد به نفس دروغين پيدا مي‌کند. وقتي فرد با واقعيت روبه‌رو مي‌شود ممکن است پرخاشگر شود تا بتواند فاصله بين خود واقعي و خود ايده‌آل را پر کند. نفرت از اجتماع نيز از نتايج جوگيرشدن است.
بروز چنين تاثيراتي براي مسعود شستچي نيز قابل تصور است: احتمالا ازدواج او با فرد مورد علاقه‌اش «سحر» انجام نمي‌شود و سپس شغلش را نيز از دست مي‌دهد. اين مسايل موجب انزوا و افسردگي‌اش مي‌شود. همين مساله زمينه‌ساز بروز پرخاشگري مي‌شود و ممکن است فرد حرکات ضد اجتماعي انجام ‌دهد.
? سلامت : آقاي دکتر آيا جوگيرشدن هميشه بد است؟ چون ممکن است فرد عضو گروهي شود که آن گروه در پي کار مثبت باشد.
? از نظر روان‌شناسي اجتماعي، جوگيرشدن کورکورانه و پيروي بدون آگاهي از يک گروه، مي‌تواند مشکل‌ساز شود. چون فردي که به راحتي تحت تاثير جو مثبت قرار مي‌گيرد، به همان سادگي ممکن است تحت تاثير جو منفي قرار گيرد.
? سلامت : براي اينکه جوگير نشويم چه کارهايي بايد انجام دهيم؟
اولين عامل، افزايش آگاهي‌ها و دانسته‌ها‌ است. از سوي ديگر بايد با مهارت‌هاي زندگي و شيوه کاربرد آنها آشنا شويم. مهارت‌هايي مانند نه گفتن بايد آموزش داده شود. البته نه گفتن به همه چيز هم خطرناک است. مهارت تشخيص وضعيت و تحليل موضوع نيز بايد آموزش داده شود. خانواده‌ها نيز در اين ميان نقش مهمي دارند تا نوجوان‌شان جوگير نشود. پدر و مادر بايد فرزند خود را به بازي بگيرند و استقلال او را به رسيمت بشناسند و نظريات او را جويا شوند و فرصت ابراز وجود و نظر به او بدهند. خانواده‌ها بايد فرزند خود را در تصميم‌گيري‌ها شرکت دهند چون افرادي که توان ابراز وجود نداشته باشند، بيشتر جوگير مي‌شوند. بنابراين اگر خانواده‌ها مي‌خواهند فرزندان‌شان جوگير نشوند بايد آنها را به صورت صحيح تربيت کنند. بايد وقتي فرزند آنها اظهارنظر مناسبي انجام مي‌دهد او را تشويق کنند تا فرزندشان جسارت ابراز نظر پيدا کند و جو گير نشود.

منبع : مجله سلامت نيوز

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 19:37  توسط محمد مجتبی زاده  | 

     
هوش معنوي يا SQ را مي توان همان توانايي دانست که به ما قدرتي مي دهد و روياها و تلاش و کوشش براي به دست  آوردن آن روياها را مي دهد.
اين هوش زمينه تمام آن چيزهايي است که ما به آنها معتقديم و نقش باورها، هنجارها، عقايد و ارزش ها را در فعاليت هايي را که بر عهده مي گيريم در بر مي گيرد.
هوشي که به واسطه آن سوال سازي در ارتباط با مسائل اساسي و مهم در زندگي مان مي پردازيم و به وسيله آن در زندگي خود تغييراتي را ايجاد مي کنيم.
 با استفاده از هوش معنوي به حل مشکلات با توجه به جايگاه، معنا و ارزش آن مشکلات مي پردازيم. هوشي که قادريم توسط آن به کارها و فعاليت هايمان معنا و مفهوم بخشيده و با استفاده از آن بر معناي عملکردمان آگاه شويم و دريابيم که کداميک از اعمال و رفتارهايمان از اعتبار بيشتري برخوردارند و کدام مسير در زندگي مان بالاتر و عالي تر است تا آن را الگو و اسوه زندگي خود سازيم.
يکي از نمادهايي که معمولا در توضيح اين هوش به کار گرفته مي شود، نماد گل نيلوفر است که در آن با تلفيق سنت و عقايد موجود در شرق و غرب و با استعانت از مسائل علمي، مدلي قابل لمس و زيبا براي SQ ارائه داد.
در اين مدل هر سطح از گلبرگ ها يکي از سه توان پايه اي در بشر هستند. بيروني ترين گلبرگ ها، نشانگر شش نوع «خود» است. همان طور که اشاره شد هوش معنوي يکي از توانايي هاي ذاتي و فطري در انسان است که همانند ساير هوش ها چنانچه مورد توجه قرار گيرد مي تواند پرورش يافته و توسعه يابد.
به عبارتي SQ قابل توصيف و توضيح و اندازه گيري است. براي اندازه گيري اين هوش مي توان به سنجش مهارت ها و توانايي هايي که ناشي از اين هوش است بپردازيم.
افرادي که داراي هوش معنوي هستند داراي اين صفات مي باشند:
- قدرت مقابله با سختي ها، دردها و شکست ها
- بالا بودن خودآگاهي در اين افراد
- حسي که اين افراد را هدايت  دروني مي کند
- درس گرفتن از تجربيات و شکست ها
- از دشواري هاي زندگي فرصتي مي سازد براي دانستن
- توانايي  ايستادگي در برابر جمع و هم راي نشدن با عامه مردم
- گفتن «چرا؟»
- پرداختن به سجاياي اخلاقي و اهميت دادن به آنها
- توانمند بودن در خودداري و کنترل خويش
- برخوردار بودن از حس انعطاف پذيري بالا
براي روشن تر شدن هوش معنوي مثالي از هوش هايي مي زنيم که نشانگر هوش چندگانه است که با هوش جسمي آغاز مي شود با PQ نمايش مي دهند.
اين هوش ابتدايي ترين کانون توجه ما را به خود اختصاص مي دهد در واقع PQ آگاهي جسمي و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل مي شود. قسمت بعدي هوش منطقي يا عقلا ني IQ است. هوشي که در حال حاضر بيش از ساير هوش ها در سيستم هاي آموزشي مورد توجه قرار مي گيرد.
پس از IQ سطح ديگري است که به EQ اختصاص دارد اين هوش در زمينه کسب موفقيت در بازار کار نقش مهمي دارد و ما را در حين برقراري ارتباط ياري مي دهد و از اين بابت مهم تر بوده و تا حدي از قابليت پيشگويي برخوردار است.
آخرين لايه SQ است که هدايت و معرفت دروني، حفظ تعادل فکري، آرامش دروني و بيروني و عملکرد همراه با بصيرت، ملا يمت و مهرباني را شامل مي شود.
IQ به منزله دروازه براي ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضاي دلخواه براي مطالعه رشته مورد علا قه مان نخواهيم بود، اما آن چه ما را در زمره بهترين ها در شغلمان و رشته مورد علا قه مان جاي مي دهد ميزانEQ در ماست.
 EQ و SQ به هم مرتبطند. اما در عين حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب مي آيند.
 بهره مندي از حداقل EQ مي تواند شروع مناسبي را در سفرهاي روحاني و معنوي فرد در پي داشته باشد، چرا که کمي خودآگاهي و همدلي براي شروع اين روند لا زم است، اما به محض آغاز تمرينات معنوي، هوش معنوي خود مي تواند در رشد EQ  نقش بسيار تقويت کننده و فعال کننده داشته باشد.
از طرف ديگر رشد EQ نيز مي تواند در رشد و ارتقاي  SQ موثر باشد. در واقع EQ و  SQ تاثيري مستقيم و مثبت بر يکديگر دارند و رشد و توسعه هر يک باعث پرورش وتوسعه ديگري مي شود.
بايد دانست که کامپيوترها نيز از ميزان IQ بالا يي برخوردارند و اغلب حيوانات داراي EQ  بالا يي هستند اما اين تنها انسان است که از هوش معنوي SQ برخوردارند، هوشي تحول پذير، توانايي اي که به او قدرت مي دهد تا خلا ق باشد و قوانين و نقش ها را دستخوش تغييرات خودنمايد، بتواند تحولا ت اساسي ايجاد کند و دنياي اطرافش را به بهترين شکل متحول سازد
 

نويسنده : ناهيد ابراهيمی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:21  توسط محمد مجتبی زاده  |